تَنَسَّفَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای تَنَسَّفَ

تَنَسَّفَ في الصِّرَاع

در كشتى با دست خود حريف را گرفت و از جاى بركند و او را بر زمين زد
(
فرهنگ ابجدی
, ص265)
sourceLink

قبض بيدهِ على خصمهِ ثم عرَّض لهُ رجلهُ فعثَّرهُ.
(
أقرب الموارد
, ج5 , ص394)
sourceLink

قبض بيده على خصمهِ و كأَنهُ اقتلعهُ من الارض فصرعهُ
(
المنجد فی اللغة
, ص806)
sourceLink

مداخل هم ریشه تَنَسَّفَ

النون و السين و الفاء أصلٌ‌ صحيح يدلُّ‌ على كَشْف شيء.(معجم مقاییس اللغة , ج5 , ص419)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.