تَكَنَّزَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای تَكَنَّزَ

تكنَّزَ اللَّحمُ

تجمَّع و صَلُب.
(
المعجم الوسيط
, ج2 , ص800)
sourceLink

تَكَنَّزَ لحمُهُ

گوشت او گرد آمد و سخت شد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص252)
sourceLink

تجمع و تصلَّب.
(
أقرب الموارد
, ج4 , ص593)
sourceLink

تجمَّع و تصلَّب
(
المنجد فی اللغة
, ص700)
sourceLink

و قد تكنَّز لَحمُه،و اكتنز .
theDescriptionIsMachineCreated
(
المحکم و المحیط الأعظم
, ج6 , ص740)
sourceLink

مداخل هم ریشه تَكَنَّزَ

الكاف و النون و الزاء أُصَيْلٌ‌ صحيح يدلُّ‌ على تجمُّع في شيء.(معجم مقاییس اللغة , ج5 , ص141)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.