تَصَافَعَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفاعل
bookmark

معنای تَصَافَعَ

تَصَافَعَ

به هم سيلى زدن.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص367)
sourceLink

تَصَافَعَا

[اقتصر على الأول] صفع احدهما الآخر.
(
أقرب الموارد
, ج3 , ص211)
sourceLink

صفع احدهما الآخر
(
المنجد فی اللغة
, ص428)
sourceLink

تَصَافَعَ الرجُلانِ

آن دو مرد بر يكديگر سيلى زدند.
(
فرهنگ ابجدی
, ص233)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.