تَجَيَّفَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای تَجَيَّفَ

تَجَيَّفَ

گنديدن،متعفن شدن،فاسد شدن(جسد).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص103)
sourceLink

تَجَيَّفَتِ الجُثَّةُ

لاشه بوى بد گرفت.
(
فرهنگ ابجدی
, ص211)
sourceLink

أنتنت
(
المنجد فی اللغة
, ص112)
sourceLink

تَجَيّفَت الجِيفَة

انتنت.
(
أقرب الموارد
, ص493)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.