اِخْتَطَمَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب افتعال
bookmark

معنای اِخْتَطَمَ

اِخْتَطَمَ الخِطَامَ

مهار را بر بينى شتر بست.
(
فرهنگ ابجدی
, ص28)
sourceLink

شدَّهُ على المَخْطم و هو الانف اَو على الخَطم و هو مقدّم الانف قال الحريري «عارضني رجلٌ قد اِخْتَطَمَ بلثامٍ».
(
أقرب الموارد
, ج2 , ص76)
sourceLink

شدَّه على المَخطِم او على الخَطم
(
المنجد فی اللغة
, ص187)
sourceLink

مداخل هم ریشه اِخْتَطَمَ

الخاء و الطاء و الميم يدلُّ‌ على تقدُّمِ‌ شىءِ فى نُتُوّ يكون فيه.(معجم مقاییس اللغة , ج2 , ص198)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.