تگل بفتحتين،قوچ جنگى،خاقانى گويد: بيت با من پلنگ سارك و روباه طبعكست اين خوك گردنك تگل دمنه گوهرك و بفتح اول و كسر دوم،امرد نوخط،فخرى گويد: بيت بدردانى چراست جفت كسوف ز انكه نمام بود و كور و تگل و بكسر اول و فتح دوم،پارچهاى كه بر جامۀ پاره بدوزند،و پينه نيز گويند، مولوى گويد: بيت چو ريسمان شدهام ز انكه سوزن هجرت همى زند به قباى دلم هزار تگل و له: بيت فرعون ز فرعونى آمنت بجان گفته بر خرقۀ جان بر زد ز ايمان تگل ديگر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص439) 
به فتح اول بر وزن حمل قوچ جنگى باشد و به كسر اول پارچه و رقعهاى كه بر جامه پينه كنند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص246) 
(اسم) مرد نوجوان كه هنوز خط نياورده. مرد تازه بالغ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص772) 
دنبۀ سرزن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص75) 