الطَّابِخُ الحُمَّى الصَّالِبُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج4 , ص291) 
تب سخت و سنگين 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص573) 
أحد الملائكة الموكَلينَ بالعذاب للكُفّار.ج:طُبَّخٌ. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اسم فاعل من طبَخ. ج:طُبّاخ،و طَبَخة و طابِخون. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم المفصل في الجموعالمعجم المفصل في الجموع
, ص280) 
الحُمَّى الصالبُ، الشديدةُ الدائمةُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص549) 
الحُمَّى الشديدة 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص459) 
الحمَّى الصالِبُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص80) 
الحُمَّى الصالب ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
واحد الطُبَّخ و هي ملائكة العذاب 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج3 , ص350) 
الحمَّى الصالِبُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص37) 
الحُمَّى الصالب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الصحاح (للجوهري)الصحاح (للجوهري)
, ص427) 
طبخ الطابِخ : الحمَّى الصالب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج7 , ص4059) 
الحُمَّى الصالب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج5 , ص127) 
الحمَّى الصّالب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( کتاب الماء کتاب الماء (لغت نامه جامع پزشکی)
, ج2 , ص451) 
الحُمَّى الصالِبُ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ص365) 
و منه:الحُمّى الطابخُ :الصّالب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص383) 
الطَّابِخَة مؤنث(اَلطَّابخ)است ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
سختى گرما 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص573) 
مؤنَّث الطابخ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الهاجرة 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص459) 
الهاجرة 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص80) 
طابخ پزنده و تب گرم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ کنز اللغاتفرهنگ کنز اللغات
, ج2 , ص885) 
طابِخ طَبَّاخ :آشپز. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص391) 
طبخ الطُّبَّخ : جمع: طابخ ،قال العجاج: 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج7 , ص4058) 
الطاء و الباء و الخاء أصلٌ واحد، و هو الطَّبخ المعروف، يقال طبَخت الشَّىءَ أطبُخه طبْخاً ، و أنا طابخ ، و الشَّىء مطبوخ و طَبِيخ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم مقاییس اللغةمعجم مقاییس اللغة
, ج3 , ص437) 
و كقُبَّرٍ: ملائكةُ العَذابِ ، الواحِدُ: طابخٌ . و كالسَّحابِ ، و يُضَمُّ : الإِحكامُ ، و القُوَّةُ ، و السِّمَنُ . و كسكِّينٍ : البِطِّيخُ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ص365) 
و حُمَّى طابِخٌ : صالبٌ . جمع طابِخٍ ، و أَراد بهم ملائكةَ العذابِ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الطراز الأولالطراز الأول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول
, ج5 , ص149) 
طابِخُ السُّمِّ آكِلُهُ (لفظاًهركه زهر پخت اول خودش خورد)چاهكن در چاه مىافتد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص391) 