bookmark

معنای شته

شته [ cette ]

بكسر شين و فتح تاى مشدد،همان شبانه مرقوم،و بمعنى انگور نيز آمده،عنصرى گويد: بيت گر چه شتۀ دلت بيفشارند قطرۀ خون از ان برون نايد
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص924)
sourceLink

به فتح اول و ثانى به معنى انگور باشد و هر چيز را نيز گويند كه شب بر آن گذشته باشد و صباح خورند و به كسر اول و تشديد ثانى هم آمده است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص565)
sourceLink

- [بكسر شين و فتح تاى مشدده] هر چه بر آن شب گذشته باشد. و بمعنى انگور نيز بنظر رسيده كذا فى مؤيد الفضلاء. مثال اين معنى عنصرى گويد: بيت گر چو شته دلت بيفشارند قطرۀ خون از آن برون نايد
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص894)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]انگور. و هر چيز كه شب بر آن بگذرد و صباح خورند.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص2012)
sourceLink

انگور را گويند.
(
فرهنگ قواس
, ص49)
sourceLink

شته

(اسم) سته. انگور.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1785)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.