الدَّوِي بيمار ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
آنكه درونى فاسد دارد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
احمق ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
آنكه همواره در جاى خود بماند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص402) 
المريض،و الأحمق،و الأعمى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم المفصل في الجموعالمعجم المفصل في الجموع
, ص182) 
المريض ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اللازم مكانه ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الفاسد الجوف ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الاحمق 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص231) 
المريض ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الفاسد الجوف من داءٍ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الاحمق ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اللازم مكانهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص256) 
في الصِّحاحِ عن ابنِ السِّكِّيت: الدَّواءُ ما عُولِجَ به الفَرَسُ مِن تَضْمِيرٍ و حَنْذٍ. و ما عُولِجَتْ به الجارِيَةُ حتى تَسْمَنَ؛ و أَنْشَدَ لسَلامَة ابنِ جَنْدل: يُسْقَى دَواءَ قَفِيِّ السَّكْنِ مَرْبُوبِ يعْنِي اللّبَنَ و إنَّما جَعَلَهُ دَواءً لأنَّهم كانوا يُضَمَّرونَ الخَيْلَ بشُرْبِ اللبَنِ و الحَنْذِ و يُقْفُون به الجارِيَةَ و هي القَفِيَّة لأنَّها تُؤْثَر به كما يُؤْثَر الضَّيْفُ و الصَّبِيُّ انتَهَى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج19 , ص421) 
الصَّوْتُ ،و خَصَّ بعضُهم به صَوْتَ الرَّعْدِ.و قد دَوَّى . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج9 , ص455) 
دوى بتخفيف واو و ياء مرد فاسد اندرون براى علّتى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ کنز اللغاتفرهنگ کنز اللغات
, ص622) 
دَوىً وَ دَوٍ، اَىْ:فاسد الجَوْف 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( دستور اللغةدستور اللغة (کتاب الخلاص)
, ص322) 