الخَطَّاطُ آنكه در فن نوشتن خط مختص باشد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
آنكه بسيار نويسد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص367) 
فعَّال للمبالغة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص74) 
مَن حِرْفَتُه الخطّ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص244) 
الكثير الخطّ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الاختصاصيّ بفنّ الخطّ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص186) 
اخْتصاصيّ بفنّ الخطّ،خطُّه جميل:«خَطَّاط ماهِر» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص398) 
ج خطّاطون:اختصاصيّ بفَنّ الخَطّ،مَنْ حرفته الخَطّ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
خاطّ:«رصاصٌ خَطّاط» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص399) 
معروف 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( دستور اللغةدستور اللغة (کتاب الخلاص)
, ص290) 
نيك خط نويسنده 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ کنز اللغاتفرهنگ کنز اللغات
, ص568) 
ج.-ون:خطاط،خوشنويس. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
خطكش(شخص)،كِشندۀ خط مستقيم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص169) 