الحِشْرِي

مشتق ثلاثی مجرد
bookmark

معنای الحِشْرِي

الحِشْرِي

مرد فضول كه در كارى كه به وى ارتباط ندارد دخالت كند ¦¦
اين واژه در زبان متداول رايج است
(
فرهنگ ابجدی
, ص331)
sourceLink

مداخل هم ریشه الحِشْرِي

الحاء و الشين و الراء قريبُ‌ المعنى من «حشو و حشی»(و هو أن يُودَع الشىء وعاءً باستقصاء.)(معجم مقاییس اللغة , ج2 , ص66)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.