نبى [ nobiyy ]بضم نون و ياى مجهول،قرآن مجيد كه نوى نيز گويند،و در فرهنگ بكسرتين و باى فارسى آورده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1391) 
به ضم اول و ثانى به تحتانى كشيده كلام خدا و قرآن و مصحف باشد و به فتح اول در عربى پيغمبر و رسول را گويند و به معنى اول با باى فارسى هم آمده است و به كسر اول نيز گفتهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص895) 
- [بضم نون و كسر باء] و نوى [2] هر دو قرآن باشد. مثالش اديب صابر گويد: شعر بسوره سورۀ تورية و سطر سطر زبور بآيه آيۀ انجيل و حرف حرف نبى 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1470) 
بضم نون و ياى مجهول بمعنى قرآن مجيد آمده و آن را نوى بواو نيز كفتهاند صباى كاشانى كفته كرد از كهرت بكاه ايجاد يزدان نبوى از آن نبى ياد من نيز كفتهام كر در نبى و بنى پژوهى كى نكته نغز من نكوهى 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص705) 
[عربی][جمع]نابى. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[مصدر][عربی]نبانبوا و نبيا و نبوة.[مرور نمائيد]نبو( nabv )و( nobovv ). 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص3669) 
قرآنست.اديب صابر گويد: بسوره سورۀ توريت و سطرسطر زبور#بآيت آيت انجيل و حرف حرف نوى 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص7) 