bookmark

معنی سروش

سروش

(اسم) طبق آيين زردشتى يكى از فرشتگان كه در روز رستاخيز به كار حساب و ميزان گماشته مى‌شود. ¦¦فرشته‌اى كه پيام اهورا مزدا را به بندگان خاص ابلاغ مى‌كند. مرادف جبرئيل در باورهاى اسلامى. ¦¦نام روز هفدهم از هر ماه شمسى. ¦¦وحى. الهام.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1688)
sourceLink

سروش [ soruc ]

به ضم اول بر وزن خروش نام جبرييل (ع) است خصوصا و هر فرشته‌اى كه پيغام‌آور باشد عموما و مطلق فرشته را نيز گفته‌اند و به عربى ملك خوانند و حكماى فرس گويند كه حق تعالى سى و پنج سروش آفريده است از آن جمله سى نفر آنانند كه روزهاى سى‌گانۀ هر ماه از ماههاى شمسى به نام ايشان موسوم گشته و پنج نفر ديگر آن كه پنجۀ دزديده كه خمسۀ مسترقه باشد به نام آنها است و از جملۀ آن سى سروش دوازده نفرند كه ماههاى دوازده‌گانۀ سال شمسى به نام ايشان موسوم شده و هر يك از اين دوازده سروش به تدبير امور و مصالح ماهى كه هم نام اوست معين است و همچنين تدبير امور و مصالحى كه در هر يك از روزهاى سى‌گانه واقع مى‌شود حواله به سروشى است كه آن روز به نام او موسوم است و اين سروشها كه به تدبير روزها قيام دارند كاركنان سروش‌هايى‌اند كه به تدبير ماهها اقدام مى‌نمايند پس هر روزى كه به نام آن ماه موسوم باشد سروشى كه آن ماه به نام اوست و تدبير و مصالح آن روز بدو مقرر است خود هم به تدبير و مصالح آن روز مى‌پردازد بنا بر آن به جهت شرف آن روز را عيد كنند و جشن سازند و نيز هر كدام از سروشها به محافظت جوهرى و عنصرى مقرر است چنانكه خرداد بر آب موكل است و ارديبهشت بر آتش و مرداد بر اشجار و باقى سروشها به محافظت آنچه در ذيل نام آن سروش مقرر است و نام ملكى نيز هست كه رياست بندگان بدست اوست و تدبير امور و مصالحى كه در روز سروش واقع مى‌شود بدو متعلق است و نام روز هفدهم باشد از هر ماه شمسى نيك است در اين روز دعا كردن و به آتشكده رفتن و باقى امور بد است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص510)
sourceLink

بفتح اول فرشتۀ پيغام‌آور و ملك وحى كه بتازى جبرئيل كويند و فرزانكان يعنى حكماى تازى عقل فعال و دانايان فارس خرد كاركر خوانند و مطلق ملائكه و فرشتكان را نيز سروش خوانند آنكه ارباب فرهنكها بضم اول نوشته‌اند صاحب فرهنك دساتير مى‌كويد غلط است و آن را اسروش امشا سپند و امهو سپند و بتازى ملك و بهندى ديوته كويند شيخ نظامى كفته نهان پيكر آن هاتف سبزپوش كه خواند سراينده آن را سروش حافظ شيرازى كفته عفو آلهى بكند كار خويش مژده رحمت برساند سروش و حكما و فرزانكان پارس برآنند كه ايزد تعالى بسيار سروش آفريده و از آن جمله سى سروش بر روزهاى سى‌كانه هر ماه موكلند و پنج فرشته ديكر بر پنج‌روز دزديده كه بپارسى آن را اندركاه و بتازى خمسه مسترقه كويند حافظند و نام هريك نام آن روز است و نام دوازده ماه پارسيان چنين است كه بترتيب نكاشته مى‌شود اول فروردين دويم اردى‌بهشت سيم خرداد چهارم تير پنجم مرداد ششم شهريور هفتم مهر هشتم آبان نهم آذر دهم دى يازدهم بهمن دوازدهم اسپندارند و نام روزهاى ماه سى‌كانه بدين‌كونه است بهمن اردى‌بهشت شهريور اسفندارند خرداد مرداد دى باذر آذر ابان خور ماه تير كوش ديبمهر مهر سروش رش فروردين بهرام رام باد دى بدين دى دين ارد اشتاء آسمان زامياد مار اسفند انيران و نام روزهاى پنجه دزديده اينست اهنوذ اشتود اسفندمذ دهشت دهشتويش و از جمله آن سى سروش كه بر ماهها موكل‌اند و نام آنان و نام آن ماه شمسى با يكديكر موافق و مطابق است دوازده سروشند كه ماههاى دوازده‌كانه سال شمسى بنام آنان موسوم است و هريك از آن دوازده سروش بتدبير امور و مصالح ماهى كه هم نام اوست مقرر و معين است همچنين تدبير امور و مصالحى كه در هريك از روزهاى سى‌كانه واقع مى‌شود حواله بسروشى است كه آن روز باسم او موسوم است و اين سروشها كه بتدبير روزها قيام دارند كاركنان سروشهايند كه بتدبير ماهها اقدام مى‌نمايند پس هر روز كه بنام آن ماه موسوم باشد سروشى كه نام آن ماه بنام او نهاده شده و تدبير و مصالح آن ماه باو مقرر است خود بتدبير امور و مصالح آن روز هم مى‌پردازد بنا بر اين بجهة شرف پارسيان آن روز را عيد كيرند و جشن نمايند و تير هر كدام از سروشها بمحافظت جوهرى يا عرضى مقرر است چنانكه خرداد بر آب موكل است و اردى‌بهشت بر آتش و مرداد بر اشجار و باقى سروشها بمحافظت آنچه مقررند در ذيل نام آن سروش مرقوم شده و خواهد شد و ديكر بمعنى سروش نام ملكى است كه رياست بندكان بدست اوست و تدبير امور و مصالحى كه در روز سروش واقع شود بدو متعلق است ديكر نام روز هفدهم باشد از هر ماه شمسى نيك است در اين روز دعا كردن و بآتشكده رفتن بعقيده پارسيان سابق چنانكه حكيم فردوسى كفته هميشه سروشت بروز سروش نكهبان و افزون‌ترت راى و هوش ديكر بمعنى آواز خوش و نغمه آمده و در فرهنك جهانكيرى استشهاد بدين بيت حكيم ناصرخسرو كرده كه كفته خوش بخندى بر سروش مطرب و آواى رود ور توانى دامنش پر لؤلؤ مكنون كنى و چون رجوع بديوان ناصر كه حاضر است كردم سرود مطرب نوشته بود و بقواعد شاعرى اين بهتر است ولى از قراين خارجه معلوم است كه سروش بمعنى صوت و آواز هست چه سرودن و سرايش خواندن و آواز دادن است سروشان بوزن خروشان جمع فرشتكان و آوازها نيز مى‌آيد در خرم بهشت كفته‌ام چو من در فصاحت برآرم خروش بتوفد سپهر از خروش سروش سروشان خروشان ز چرخ برين فرستند زى من فرى آفرين و در عربى هاتف بدين معنى است و بمعنى آوازكننده چه هتف بفتح آواز كردن است محققين كفته‌اند وحى و جبريل از براى انبيا است هاتف و الهام بهر اوليا است اكرچه بر همه ملائكه سروش اطلاق شده اما بخصوصه جبرئيل را سروشبد كويند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص471)
sourceLink

نام جبريل است عليه السلام خصوصا و نام فرشته عموما.فردوسى گفت: بيت بفرمان يزدان خجسته سروش مرا روى بنمود در خواب دوش
(
صحاح الفرس
, ص153)
sourceLink

- در نسخۀ وفائى نام جبرئيل باشد خصوصا و نام ملائكه عموما و در شرفنامه فرشته‌اى باشد كه پيغام آورد. حكيم فردوسى گويد: نظم بفرمان يزدان خجسته سروش مرا روى بنمود در خواب دوش و حافظ شيراز نيز گويد: شعر عفو الهى بكند كار خويش مژدۀ رحمت برساند سروش و شيخ نظامى نيز گويد: شعر نهان پيكر آن هاتف سبز پوش كه خواند سراينده او را سروش و شيخ سعدى نيز فرمايد: [شعر] دو كس بر حديثى گمارند گوش ازين تا بآن زاهر من تا سروش و ازين بيت معنى مطلق فرشته مفهوم مى‌شود. و ديگر روز هفدهم از ماهرا گويند. مثال اين معنى مسعود سعد گويد: شعر روز سروش است كه گويد سروش باده خور و نغمۀ مطرب نيوش
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص755)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏] فرشته و ملائكه.و فرشتۀ پيام‌آور و جبرئيل. و نام روز هيفدهم از هر ماه شمسى.[جمع‏]سروشان و سروشها.و عقل كل.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1891)
sourceLink

فريشته را گويند.فردوسى طوسى گفته است: بفرمان يزدان خجسته سروش#مرا روى بنمود در خواب دوش.
(
فرهنگ قواس
, ص6)
sourceLink

اسروش و سروش

بضم بوزن اخروش و خروش بمعنى آواز خوش و فرشته مخصوص و نام روز هفدهم از هر ماه شمسى حافظ كويد ع مژده رحمت برساند سروش
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص99)
sourceLink

ضرب المثل سروش

اگر زانكه باشى سروشين سرشت - نشينى چو يك چند با ديو زشت - ز بالاگرایى بناچار شيو - نياموزى از ديو جز مكر و ريو

حضرت اديب. رجوع به: آلوچه بآلو...، شود.
(
امثال و حکم
, ص216)
sourceLink

گوش نامحرم نباشد جاى پيغام سروش

(تا نگردى آشنا زين پرده رمزى نشنوى...)حافظ
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص641)
sourceLink

سروش في الاصطلاح

سروش [ soruc ]

هاتف غيبى؛نيز ملكى را كه براى هر انسانى هست سروش گفته‌اند.زيرا براى هر نوعى از لحاظ كلى،ملكى هست(نك:هاتف غيبى). چه گويمت كه به ميخانه دوش مست و خراب سروش عالم غيبم چه مژده‌ها داده است ترا ز كنگرۀ عرش مى‌زنند صفير ندانمت كه در اين دامگه چه افتاد است
(
فرهنگ لغات و اصطلاحات عرفانی
, ص465)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.