اِفْتَأَلَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب افتعال
bookmark

معنای اِفْتَأَلَ

اِفْتَاَلَ

ضدّ تطيَّر
(
أقرب الموارد
, ج4 , ص111)
sourceLink

افْتَأَلْتُ الرَّأْيَ

قالَ الفرَّاءُ‌: افْتَأَلْتُ الرَّأْيَ‌، بالهَمْزِ، و أَصْلُه غيرُ الهَمْزِ
(
تاج العروس
, ج15 , ص564)
sourceLink

افْتَأَلَ بالشى ءِ

تيمَّن به.
(
المعجم الوسيط
, ج2 , ص671)
sourceLink

افتأَلَ بهِ

ضدّ تشاءَم
(
المنجد فی اللغة
, ص566)
sourceLink

به آن چيز فال خوب زد.اين واژه ضدّ(تشاءَمَ)است.
(
فرهنگ ابجدی
, ص104)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.