اسْتَنْجَفَتْه انْتَجَفَت الرِّيحُ السَّحابَ: اسْتَفْرَغَتْه و أَنشَدَ ابنُ بَرِّيٍّ للشّاعِرِ يَصِفُ سَحاباً: مَرَتْهُ الصَّبَا و رَفَتْه الجَنُو بُ و انْتَجَفَتْه الشَّمالُ انتِجافَا كاسْتَنْجَفَتْه و هٰذِه عن الصّاغانِيِّ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج12 , ص492) 
اسْتَنْجَفَتِ الرّيحُ السَّحَابَ استفرغتهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص792) 
استفرغتهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص354) 
باد ابر را پراكنده كرد و از ميان برداشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص67) 
اسْتَنْجَفَ الشى ءَ استخرجه و-الشاةَ:بمعنى نجفها 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص792) 
در آورد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
آن چيز را بيرون كشيد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص67) 
انتجفَه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص904) 
اسْتَنْجَفَ الشّاةَ از پستان گوسفند شير دوشيد و آنرا خالى كرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص67) 