اِسْتَلْهى إسْتَوْقف: «إسْتَلْهت جَارتَها في الطَّريق». 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1305) 
اِسْتَلْهَى صاحبَهُ اِسْتِلْهَاء استوقفهُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص101) 
اِسْتَلْهَى الشيءَ اِسْتِلْهاء استكثر منهُ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ابتلعهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص141) 
اِسْتَلْهَى صاحبَهُ انتظره ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
استوقفهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص737) 
چشم به راه دوست خود بود ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
از او خواست كه بايستد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص65) 
انتظرهُ (التاج). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص141) 
استوقفه. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
انتظره 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص843) 
إسْتَلْهَى الشَّيءَ اسْتَكْثر منه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج20 , ص173) 
اسْتَلْهَى الشى ءَ استكثر منهُ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ابتلعهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص737) 
آن چيز را بسيار كرد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
آن چيز را بلعيد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص65) 
استكثر منه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص843) 
اسْتَلْهاهُ اسْتَوْقَفَه و انْتَظَرَهُ؛ و منه قولُ الفَرَزْدَق: طَرِيدانِ لا يَسْتَلْهِيانِ قَرارِي 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج20 , ص173) 