شاك شخص مردّد نسبت به حكم واقعى شاك،كسى است كه در نفس وى حالت ترديد و دودلى درباره چيزى وجود دارد؛به بيان ديگر،شاك به كسى مىگويند كه احتمال وقوع و يا عدم وقوع چيزى در نظر او يكسان مىباشد و به همين دليل نسبت به آن چيز در حالت سرگردانى به سر مىبرد. از مواردى كه در اصول،درباره شاك سخن به ميان آمده، جايى است كه مكلف را به اعتبار حالاتش نسبت به حكم شرعى واقعى به«قاطع،ظانّ و شاك»تقسيم مىكنند. «قاطع»كسى است كه به حكم شرعى واقعى يقين دارد. «ظانّ»كسى است كه به حكم واقعى،ظن(احتمال راجح) دارد و«شاك»به كسى مىگويند كه درباره حكم واقعى شرعى ترديد دارد.شاك وظيفه دارد به اصول عملى مراجعه كند،زيرا اصل عملى هنگام نبودن اماره دليل محسوب مىشود(الاصل دليل حيث لا دليل). نكته: در علم اصول،ظن معتبر،ملحق به قطع،و ظن غير معتبر، ملحق به شك مىشود؛بنابراين كسى كه نسبت به حكم شرعى شك يا وهم و يا حتى ظن غير معتبر دارد،در علم اصول «شاك»ناميده مىشود و بايد براى رهايى از ترديد،به اصول عملى رجوع كند. دهخدا،على اكبر،لغتنامه دهخدا،ج 8،ص 12365. سبحانى تبريزى،جعفر،الموجز فى اصول الفقه،ص(244-243). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ نامه اصول فقهفرهنگ نامه اصول فقه
, ص497) 