تَمَرَّنَ ارْتَفَعَ إليه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحیط في اللغةالمحیط في اللغة
, ج10 , ص238) 
ظريف و بذلهگوى شد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تفضّل كرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص259) 
تفضَّل ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تظرَّف 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص758) 
اعتاد على الشَّيء و تدرَّب عليه أَو تمرَّس به: «تمرَّن على العَزْف اليَوْميّ»،«تَمرَّن على الرِّياضة البدنيَّة»،«تَمَرَّن على السَّير الطَّويل» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مرَّن نفسه،تَدرَّب: «تمرَّن على أن يَخطُبَ في النَّاس» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تَدرَّب و مارس:«تمرَّن على قِطْعة موسيقيَّة» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1336) 
مَرَّنَهُ عليه تَمْرِيناً فَتَمَرَّن أَي دَرَّبَهُ فتَدَرَّبَ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج18 , ص532) 
تَمَرَّنَ زيدٌ على ركوب الخيل تدرّب عليه و تعوّده 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص705) 
تَمَرَّنَ على الشَّيءِ در آن كار ممارست كرد و خوى گرفت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص259) 
تدرَّب و تعود 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص758) 
تدرَّب و تعوَّد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص197) 
تدرَّب عليه و تعوَّد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص865) 
تَمَرَّنَ الشى ءُ صار ليِّنًا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص865) 
تَمرَّنَ الرجلُ تفضَّل ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تظرَّف 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص197) 
تَمَرَّنَ فلانٌ تظرَّف. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص865) 
تَمَرَّنَ على خو گرفتن،آموخته شدن،عادت كردن (به چيزى)؛تمرين كردن(چيزى را)،تعليم ديدن،پرورش جستن،مشق ديدن،آموزش ديدن(در كارى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص645) 