تَبَلَّدَ اصبح بليداً او تظاهر بالبلادة ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تردَّد متحيِّراً ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تلهَّف 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص47) 
كودن و خنگ شد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
با هواى شهرى كه در آن زندگى مىكند عادت كرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص206) 
خود را به خنگى زد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
بر اثر اندوه و درد با دو دست خود كف زد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
سرگردان شد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
آه كشيد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص207) 
تكلف البَلادَةَ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
لحقته حَيْرَةٌ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص103) 
إِذا تَردَّدَ مُتحيِّراً 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج4 , ص364) 
لَحِقتْه حَيْرَةٌ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تَكلَّف البَلادَةَ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج4 , ص365) 
تَعوّد مُناخاً جَديداً بوسائل شتَّى و آلَف مُحيطًا جُغرافيًّا غَير مُحيطه الأَصليّ:«تَبَلَّدَ حَيوانٌ، نَباتٌ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
صار بليدًا،فقدَ النَّشاط ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تظاهر بالبَلادة،تصنَّع بها. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص113) 
صار بليداً. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تصنّع البَلادة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص68) 
بَلُدَ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص65) 
أَي تردّد متحيراً. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تكلف البَلادَةَ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
لحقته حَيْرَةٌ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص96) 
مطاوع بلّد؛نادان شدن،احمق شدن،سفيه و خرفت شدن؛خود را به حماقت زدن،به خرفتى تظاهر كردن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص46) 
تكلَّف البَلاَدَةَ . ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
وَ تَبَلَّدَ ، أى تردَّد متحيِّرا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الصحاح (للجوهري)الصحاح (للجوهري)
, ج2 , ص449) 
و أَبْلَدَ ،و تَبَلَّدَ :لَحِقَتْهُ حَيْرَةٌ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج9 , ص344) 
تكلَّفَ البَلادَةَ ، و تردَّدَ مُتحيِّراً، و تلهَّفَ ، و استكانَ و خَضَعَ ، و قَلَّبَ كفَّيْهِ أَسَفاً، و صفَّقَ ، و سَقَطَ إلى الأَرضِ ، و نزلَ ببَلَدٍ لا أَحدَ به، و تسلَّطَ على بَلَدِ غيرِهِ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الطراز الأولالطراز الأول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول
, ج5 , ص244) 
تَبَلَّدَ الرجلُ و الدابَّة ضدُّ تَجلَّدَ و تردَّد متحيّراً كقول لبيد «علَهِت تبَلَّدُ في نهاءِ صعائِد» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تلهَّف كقولهِ: ساَكسِبُ مالاً أو تقومَ نوائِحٌ عليَّ بليلٍ مبديات التبلُّدِ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
السقوط الى الارض من ضعفٍ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ص195) 
تَبَلَّد الرجلُ تَبَلُّداً إِذا نزل ببلد ليس به أَحدٌ يُلَهِّفُ نفسه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص96) 
تَبَلَّدتِ الرَّوْضةُ نَوَّرَتْ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص103) 
نوّرَت (اللسان). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ص264) 
نَوَّرَتْ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج9 , ص343) 
تَبَلَّدَ الرَّجُلُ ضَرَبَ بَلْدَتَهُ ،و بُلِدَ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحیط في اللغةالمحیط في اللغة
, ج9 , ص314) 
صفَّق بكفَّيه غَمًّا و وجعاً 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص47) 
إذا نزل ببلد ليس به أَحدٌ يُلَهِّفُ نفسه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص103) 
صفَّق بكفَّيهِ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تسلَّط على بلد الغير ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
نزل ببلدٍ ما بهِ أحد و - تكلَّف البلادة ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
صفَّق (اللسان). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ص264) 
و تبلَّدَ الرجلُ من هذا،إذا لحقته حيرةٌ فضرب بيده على بَلْدة نَحْرِه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص301) 
بلد تَبَلَّد الرجل:إِذا وضع يديه على صدره متحيّراً. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ص632) 
و يقال تبلَّد الرَّجلُ ، إذا وضَعَ يَدَهُ على صَدْره عند تَحيُّرِه فى الأمر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم مقاییس اللغةمعجم مقاییس اللغة
, ص298) 
تَبلَّدَ الصُّبْحُ بامداد روشن شد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص207) 
تبلَّج 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص47) 
حكى الفارسي: تَبَلَّدَ الصبحُ كَتَبَلَّج. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص95) 
و حَكَى الفارِسِىُّ : تَبَلَّدَ الصُّبْحُ :كتَبَلَّجَ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج9 , ص343) 
تَبَلَّدَ البِلادُ تقاصَرَتْ في رأي العين من ظلمة الليل و عبارة اللسان «و يقال للجبال إذا تقَاصَرَتْ في رأي العين لظلمة الليل قد بَلَّدتْ» و منه قول الشاعر: إذا لم يُنازعْ جاهل القوم ذا النهى و بَلَّدتِ الاعلامُ بالليل كالاَكَم (تَبَلَّدَ الصبحُ) مثل تبَلَّج 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ص264) 
و البعير تَبَلَّدَ كاهل شد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( دستور اللغةدستور اللغة (کتاب الخلاص)
, ص176) 
تَبَلَّدَ القومُ نزلوا ببلد ما به احدٌ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مطاوع بَلَّدَهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص47) 
آن قوم به شهرى آمدند كه در آن كسى نبود 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص207) 