bookmark

معنای سرخژه

سرخژه

- [بضم سين و سكون راى مهمله و فتح خاى معجمه و زاى فارسى] نوعى از علت دميدگى كه بيشتر كودكان را باشد و بتازى حصبه خوانند و سرخجه نيز گويند. مثالش يوسفى طبيب گويد: شعر در سرخجه بعد روز ثالث ترشى زنهار مده وگرنه بيمار كشى در تنقيه سعى كن بروز اول رگ زن چو دوم بود اگر تيزهشى و سرخيژه نيز گويند به زاى فارسى. بوزن جنبيده .
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص816)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]سرخجه.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1877)
sourceLink

(اسم مرکب) ←سرخجه.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1674)
sourceLink

حصبه.
(
فرهنگ قواس
, ص163)
sourceLink

سرخزه و سرخژه

با زاى نقطه‌دار و زاى فارسى بر وزن و معنى سرخجه است كه نوعى از حصبه باشد و بيشتر اطفال را به هم مى‌رسد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص505)
sourceLink

سرخچه و سرخژه

حصبه كه كودكان را برايد،و سرخيژه،و سرخيچه نيز گويند.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص849)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.