bookmark

معنای كواش

كواش

[اسم‏][فارسی‏]كواس و صفت و گونه.و قاعده و قانون.و طرز و روش.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2853)
sourceLink

صفت.
(
فرهنگ قواس
, ص160)
sourceLink

به ضم اول و سكون آخر كه شين نقطه‌دار باشد به معنى كواس است كه صفت و گونه و طرز و روش باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص755)
sourceLink

- [بواو. بوزن خراش] بمعنى صفت باشد. و - بضم كاف - نيز بنظر رسيده. كذا فى المؤيد [1].
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1070)
sourceLink

(اسم) ←كواس.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2349)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.