بنفشه به ضم اول و كسر اول هر دو آمده است گلى باشد معروف و طبيعت آن سرد و تر است در دويم و سوم و معرب آن بنفسج باشد و نام گياهى هم هست كه در آب رويد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص161) 
كلى باشد معروف خوشبوى طبيعت آن سرد و تر و در تبرستان بسيار و خودروى و بنفشۀ تبرى معروف حكيم فرّخى كفته شعر بنفشه زلف من آن آفتاب تركستان همى بنفشه بديد آرد از دو لاله ستان كنون ز سنك بنفشه دهد عجب نبود اكر بنفشه دمد زير عارض جانان هم او كفته شكسته زلف تو تازه بنفشه تبرى است رخ و دو عارض تو تازه لاله و نسرين بنفشه زلفا كرد بنفشهزار مكرد مكرد لالهرخا كرد لالۀ رنكين حكيم منجيك ترمدى كفته شعر بنفشۀ تبرى خيل خيل سر بر كرد چو آتشى كه بكو كرد برد و اندود آن را بنوشه نيز كويند و بنفسج معرب آنست 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص188) 
[اسم][فارسی]گياهى بهارى كه داراى گلهاى كبود معطر است.و گياهى را نيز گويند كه در آب رويد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص650) 
(اسم) از گياهان زينتى كه جزو خانواده دو لپهاىهاى جدا گلبرگ است و داراى گلهاى كبود و معطر است. اين گياه در ايران به فراوانى و به عنوان گل زينتى در باغچهها كاشته مىشود. گل آن در تداوى بهعنوان ملين مورد استعمال دارد. ¦¦مجازاً، موى. زلف. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص470) 
رستنيهاست.رودكى گفته است: گنده دماغى بنفش بوى نه كالوخ#گنده دهانى كرفس خاى نه كيكيز 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص38) 