bookmark

معنی فرژ

فرژ

به ضم اول و ثانى و سكون زاى فارسى گياهى باشد در غايت تلخى كه دفع مرض كناك كه آن پيچش و زحير است كند و درد شكم را نافع باشد و آن را از ملك چين آورند و بعضى گويند وج است كه آن را اكر تركى و گياه تركى خوانند و بعضى گويند ريوند است و آن دارويى باشد مشهور به جهت اسهال آوردن و به فتح اول هم آمده است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص654)
sourceLink

با اوّل و ثانى مضموم و زاى عجمى كياهيست تلخ كه دواى درد شكم است و كفته‌اند ريوند است ناصرخسرو كفته كه دانست كاين تلخ و ناخوش هليله حرارت براند ز تركيب انسان كه فرمود اوّل كه درد شكم را فرژ بايد از چين و از روس و آلان
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص542)
sourceLink

گياهى بود تلخ طعم و سخت درد شكم را سود دارد.منجيك گفت: بيت و يحكى اى برقعى اى تلختر از آب فرژ تا كى اين طبع بد تو كه بگيرد سرفژ
(
صحاح الفرس
, ص137)
sourceLink

گياهيست تلخ،درد شكم را سود دارد. منجيك گفته است: ويحك اى برقعى‌اى تلخ‌تر از آب فرژ#تا كى اين طبع بد تو كه بگيرد سرپژ.
(
فرهنگ قواس
, ص37)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.