زبوده (اسم) نوعى از سبزىهاى مأكول است. گندنا. تره. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص1559) 
زبوده [ zobude ]بفتح زا و ضم با،گندنا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص775) 
به فتح اول بر وزن نبوده به معنى بىتأمل و بىترقب باشد و به معنى سبزى است كه آن را كندنا گويند و به عربى كراث خوانند و به ضم اول نيز گفتهاند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص449) 
بر وزن نبوده در فرهنك كويد بمعنى كندنا است كه آن را كراث كويند و ديكر بمعنى بىتوقف و بىتامل نزارى كفته به سرت كه تا برويت نظرى زبوده كردم ز دو چشم بيقرارم نبرفت روشنائى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص427) 
- [بفتح زاء و ضم باء.] در مؤيد گندنا باشد كه بعربى كراث گويند * . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص692) 
[اسم] [فارسی]گندنا و كراث.و بىخبرى و بىانتظارى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص1741) 
گندنا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص40) 