غمزة بر وزن خمره مژۀ چشم را گويند و حركت چشم و مژه بر هم زدن باشد از روى ناز و به عربى نيز همين معنى دارد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص638) 
دو معنى دارد:اول مژه بود دوم چشم بر هم زدن معشوق و عرب نيز اين را«غمزه»گويند . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص283) 
[اسم][فارسی]-مأخوذ از تازى- مژۀ چشم.و حركت چشم.و مژه برهم زدن از روى ناز و كرشمه.و چشمك زدن ستارگان. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[اسم][عربی]يك بار بچشم اشاره كردن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2487) 
مژۀ چشم را گويند.خاقانى گفته است: اين توئى كز غمزه غوغا در جهان انگيخته#نيزه بالا خون بدان مشكين سنان انگيخته غمزه را نظامى گنجۀ عليه الرحمة نيز گفته است: ز غمزه تير و از ابرو كمان ساز#همه باريكبين و راستانداز 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص79) 
چشم بر هم زدن بكرشمه،و صاحب نفايس گويد عربى است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1011) 
غمزه (از عربى ، مصدر ، اسم مصدر) غمزة.چشم برهم زدن.چشمك.حركت چشم و مژه برهم زدن از روى ناز. || (اصطلاح عاشقان) كنايه است از عدم التفات.اشارۀ دلپذير.|| (اصطلاح تصوف) فيض و جذبۀ باطن است كه نسبت به سالك واقع شود. -غمزۀ اختر؛ كنايه است از روشنايى ستاره به وقت دميدن صبح يا لرزش ستاره.لرزۀ ستاره و محو گرديدن از نظر. -غمزۀ ستاره.←-غمزۀ اختر. -غمزۀ شترى؛ در تداول، غمزۀ نادل پسند و دور از ظرافت. -غمزۀ گل؛ كنايه است از شكفتن گل. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2066) 