تَرَتَّبَ ايستاد و تكان نخورد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
در رتبهى او بود 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص222) 
يقال:يَتَرَتَّبُ عليه كذا: يستقرُّ و ينبنى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص326) 
انتصب و لم يتحرَّك ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
كان في رُتبته 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص247) 
صار مُنظَّماً،مُنسَّقاً:«تَرْتَبتْ وَثائِق»،«تَرَتَّبتْ أَجْزاءُ مَجْموعة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
كان مُعدًّا و مُهَيَّئًا:«تَرَتَّبَتْ عَناصِرُ قِصَّة» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص532) 
منظم شدن،نظام يافتن،به صف شدن، رديف شدن،مرتب شدن؛مقرر شدن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص226) 
رَتَبَ الشّىْ ءُ يَرْتُبُ رُتُوبًا ،و تَرَتَّبَ :ثَبَتَ فلم يَتَحَرَّكْ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج9 , ص481) 
تكلّم زيد أمام الناس و يعلم أنّه سيترتّب على كلامه أمور سينبني 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص256) 
تَرَتَّبَ « عَلَيه اَن يَعْمل كذا» بر او لازم شد كه آن كار را بكند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص222) 
تَرَتَّبَ بِذِمَّتِهِ بدهكار فلانى شد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص222) 
كان مديونًا لفلان 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص532) 
مديون او شد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص226) 
تَرَتَّبَ على كذا بر چيزى مترتب شد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص222) 
تَرَتَّبَ الشيءُ ثبت فلم يتحرّك 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص465) 
مثل رتب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص347) 
رَتَبَ الشيءُ يَرْتُبُ رتُوباً، و تَرَتَّبَ: ثبت فلم يتحرّك. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص409) 
تَرَتَّبَ الجندُ كلّ صار في مرتبته 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص256) 
تَرَتَّبَ فلان أي علا رُتْبَة أي درجة 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج8 , ص115) 
تَرَتَّبَ عليه بر او لازم شد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص222) 
تَرَتَّبَ على نتَج أو نَشأ كنتيجة:«تَرَتَّب على إهْمالِك أن رَسَبْتَ في الامتحان» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص532) 
تابِع(چيزى)قرار گرفتن،ناشى شدن،منتج شدن (از...)،به دست آمدن،نتيجۀ(چيزى)شدن، مترتب بودن(بر چيزى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص226) 