فَقٰالَ اَلضُّعَفٰاءُ لِلَّذِينَ اِسْتَكْبَرُوا إِنّٰا كُنّٰا لَكُمْ تَبَعا (آیه 21/سوره إبراهيم) 
ضعيف: ناتوان. جمع آن ضعفاء و ضعاف است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص183) 
لَيْسَ عَلَى اَلضُّعَفٰاءِ (آیه 91/سوره التوبة) 
الضَّعْفُ: نقطۀ مقابل قوّت و نيرو است. و قد ضَعُفَ فهو ضَعِيفٌ: ناتوان شد و ناتوان است. ضعف در حال و بدن و حالت به كار مىرود، گفته شده: ضَعْف و ضُعْف دو واژهاند. خليل رحمه اللّه گفته است: الضُّعْف با ضمّه حرف(ض) ناتوانى بدنى است و - الضَّعْف - با فتحه حرف (ض) نارسايى در عقل و رأى است، جمع ضَعِيف - ضِعَاف و ضُعَفَاء - است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص452) 
اَلضَّعْفُ: خلافُ القوّة، و قد ضَعُفَ فهو ضَعِيفٌ. و اَلضَّعْفُ قد يكون في النّفس، و في البدن، و في الحال، و قيل: اَلضَّعْفُ و اَلضُّعْفُ لغتان. قال الخليل رحمه اللّه: اَلضُّعْفُ بالضم في البدن، و اَلضَّعْفُ في العقل و الرّأي، و جمع اَلضَّعِيفِ: ضِعَافٌ، و ضُعَفَاءُ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص507) 