bookmark

معنای موژان

موژان

بواو مجهول و زاى عجمى،چشم پر كرشمه و بدين مناسبت نرگس شكفته را نيز گويند،و موجان بجيم تازى نيز آمده،فرخى گويد: بيت خوى گرفته لالۀ سيرابش از تف نبيد خيره گشته نرگس موژانش از خواب خمار
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1359)
sourceLink

با زاى فارسى و ثانى مجهول بر وزن طوفان چشم پركرشمۀ شهلا را گويند و چشم خواب آلود را هم گفته‌اند و نرگس نيم‌شكفته را نيز مى‌گويند و به معنى شخص خواب آلود هم آمده است و به اين معانى با زاى هوز هم درست است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص876)
sourceLink

با اول مضموم و واو مجهول و زاى عجمى چشم پركرشمه را كويند كه شهلا باشد و بمعنى نركس شكفته نيز آمده حكيم فرخى كفته خوى كرفته لاله سيرابش از تف بنيد خيره كشته نركس موژانش از خواب خمار شمس فخرى اصفهانى كفته خدايكانا شعرم كه هست سحر حلال حرامزاده بود هركه خواندش مرجان كرش بلؤلؤ و مرجان كسى كند نسبت چنان بود كه هركس تشبّه موران و موجان بجيم تازى نيز آمده
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص688)
sourceLink

- [بضم ميم بازاى فارسى] چشم پر كرشمه باشد. مثالش فرخى گويد: شعر خوى گرفته لالۀ سيرابش از تف نبيد خيره گشته نرگس موژانش از خواب خمار و نرگس شكفته را نيز موژان گويند و در تحفه موجان نيز باين معنى است [3].
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1347)
sourceLink

(صفت) نرگس نيمشكفته. نرگس شكفته. ¦¦چشم شهلاى پركرشمه. چشم پركرشمه.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2854)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]واو مجهول-نرگس نيم شكفته.و چشم شهلاى پر كرشمه و چشم خواب‌آلود.و شخص خواب آلوده.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3584)
sourceLink

چشم خوب كه متحرك بود بلطافت. عماره گفته است: دو چشم موژان بوديش خوب و خواب‌آلود#نماند خواب و شد آن نرگسى كه موژان بود
(
فرهنگ قواس
, ص80)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.