bookmark

معنای والاد

والاد

به سكون دال بر وزن آباد به معنى سقف و پوشش خانه باشد و قالب و كالبد طاق و گنبد را نيز گويند و عمارت گلين و عمارت رنگين نقاشى كرده را هم مى‌گويند و بعضى ديوارى را گفته‌اند كه از خشت پخته و سنگ سازند و بعضى ديگر هر مرتبه و چينۀ ديوار گلين را گويند كه بر بالاى هم گذارند و گلى را نيز گفته‌اند كه در عمارت كردن بكار برند و به معنى پى و بنياد ديوار هم به نظر آمده است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص929)
sourceLink

بر وزن آباد بمعنى سقف و پوشش و طبقه كه آن را بپارسى اشكو كويند آمده و قالب و كالبد طاق و كنبد و هر ردۀ ديوار كل و سنك خاصه طرف بالا را كويند چنانكه در شعر مذكور كذشت پوربهاى جامى كفته از سمك بركشيد بنيادش بفلك برفراشت والادش حكيم نزارى كفته بفال خجسته بعزم مصمّم به بنياد ثابت بوالاد محكم كمال اسمعيل كفته همچنين همچنين همى فرماى اى فلك رفعت فرشته نهاد تا باقبال تو تمام شود اين بنا را كه كردۀ والاد انورى كفته فلك را قدر تو والاد عالى جهان را عزم تو بنياد محكم و بنياد در اصل بنلاد بوده و والاد بالاد ولاد بمعنى بناست در پارسى بنابراين رالاد برين كويند چنانكه كذشته و والاد كربنّا و ديوارساز است
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص731)
sourceLink

- در نسخۀ ميرزا عمارت رنگين باشد و در مؤيد بمعنى عمارت گلين آمده اما در سامى فى الاسامى والاد چينۀ ديوار باشد كه نسپه نيز گويند [3] و مؤيد اين معنى حكيم انورى فرمايد: شعر فلك را قدر تو والاد عالى جهان را حزم تو بنياد محكم
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1481)
sourceLink

(اسم) سقف. خانه. ¦¦قالب گنبد كه از چوب و گل مىساختند. ¦¦ديوار. ديوارى كه از خشت پخته و سنگ مىساختند. ¦¦هر ردۀ ديوار گلى. ¦¦پى و بنياد. اساس.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3118)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]پى ديوار و بنياد ديوار و اندود ديوار و گلى كه در عمارت كردن بكار مى‌برند.و عمارت نقاشى كرده. و آجرهاى بزرگى كه در بناى عمارت بكار مى‌برند.و ديوار ساخته شدۀ از سنك و يا آجر.و هر رده‌اى از سنك كه در بناى عمارت بكار برده‌اند.و پايه و بنياد بنا
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3823)
sourceLink

دار .
(
فرهنگ قواس
, ص116)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.