bookmark

معنی هيربد

هيربد

با ثانى مجهول و ضم باى ابجد و سكون دال خادم و خدمتكار آتشكده را گويند و قاضى و مفتى گبران را نيز گفته‌اند و بعضى خداوند و بزرگ و حاكم آتشكده را مى‌گويند و به معنى آتش‌پرست هم آمده است و صوفى مرتاض را نيز گويند كه رياضت‌كش باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص968)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏] ياى مجهول-پيشوا و پير آتشكده و قاضى زردشتيان و مردم آتش‌پرست و زاهد و مرتاض.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3987)
sourceLink

(اسم مرکب) خادم و خدمتكار آتشكده. ¦¦بزرگ و حاكم آتشكده. بزرگ آتشخانه. پيشواى زردشتيان. موبد.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3190)
sourceLink

خادم آتشكده.نظامى گويد: فروزندۀ گوهر نيك و بد#رفيق مغ[و]مونس هيربد
(
فرهنگ قواس
, ص87)
sourceLink

هيربدسار

بكسر ها و فتح با نام نامه‌ايست از مه‌آباد كه پارسيان ايران او را نخست و خشور يعنى پيغمبر عجم دانند و آذر هوشنك بزرك خوانند و آن نامه را پاى چمها يعنى ترجمه تحت اللفظ متعدّد كرده‌اند يكى از آن ترجمها ترجمه فريدون فرخّ بوده و ديكرى ترجمه بزركمهر است يعنى بوذرجمهر كه براى انوشيروان دادكر نكاشته كه يزدانيان سهى كيش كه سپاسى نيز خوانند برآنند كه برترين پيغمبران و بزركترين پادشاهان و پدر مردم اين دور مه‌آباد است و در نامه او آمده كه كوهر و ذات ايزد بيچون از همه رنكها و صورتها و شكلها منزه و مبراست عبارات فصحا و بلغا و اشارات علما و عرفا از بيان آن نور بيرنك و نشان قاصر است و جميع موجودات صادر از فيض و علم اوست و همه چيز كرده او و مكذره از ذرّات اين جهان تا جنبش يك تار موى بر تن جانوران از دانش آن حضرت بيرون نه و اين مسئله ببرهانهاى قطعى يقينى بچندين مقدمات درست شده است و شرحى سترك دارد كه زياده از اين در اين مقام نمى‌كنجد
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص759)
sourceLink

هيربدخانه

[اسم‏][فارسی‏]ياى مجهول-آتشكده.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3988)
sourceLink

هيربدان هيربد

(اسم مرکب) رئيس هيربدان. هيربد بزرگ.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3190)
sourceLink

هيربذ

- [بكسر ها و فتح باء و سكون ياء و راء] قاضى گبران باشد. مثالش ناصرخسرو فرمايد: شعر اگر هيربد بد بود بد مكن كه گر بد كنى خود توئى هيربد و در نسخۀ ميرزا حاكم آتشكده باشد و از اين بيت اين معنى نيز مى‌توان فهميد بلكه باين معنى انسب است چه هير آتش باشد -- و مى‌آيد -- و بد بمعنى صاحب و خداوند. پس هيربد بمعنى صاحب آتشكده باشد *. و هربد نيز گويند - بحذف ياء -. حكيم فردوسى گويد: شعر همان روزۀ پاك يكشنبدى ز هربد پرستيدن ايزدى
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1516)
sourceLink

قاضى گبرگان باشد.فردوسى گفت: چو برداشت پرده ز در هيربذ#سياوش همى بود ترسان ز بذ.
(
لغت فرس
, ص48)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.