bookmark

معنای آك

آك

عيب،و آفت،و لهذا ضحاك را دهاك ميگفتند چه ده عيب داشت،چنانكه تفصيل آن بيايد،و بمعنى آفت،سوزنى گويد: بيت آ كى نرسيده بر تو از من صد بار مرا ز تو رسد آك و بى مد نيز آمد،سنايى گويد: بيت آن فگنده بچاه بهراكم و آن بها كرده هم بهژده درم
(
فرهنگ رشیدی
, ص140)
sourceLink

بر وزن چاك به معنى عيب و عار باشد و آسيب و آفت را نيز گويند و با كاف فارسى نام درختى است در هندوستان كه شيره آن زهر قاتل است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص37)
sourceLink

- عيب و آفت باشد. مثالش منصور شيرازى فرمايد: شعر عدوى تو كه چو هيزم شكسته بادمدام تنور حادثه مى‌سوزدش در آتش آك و حكيم سوزنى نيز گويد: شعر آكى نرسيد بر تو از من صد بار مرا ز تو رسيد آك
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص55)
sourceLink

بر وزن چاك بمعنى عيب و عار باشد و آفت لهذا اهل ايران ضحاك را ده‌آك خوانده‌اند و ده عيب بر او اثبات كرده‌اند سوزنى كفته آكى نرسيد از تو بر من صد بار مرا ز تو رسد آك
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص108)
sourceLink

[فارسی‏]كلمه‌ايست كه چون در آخر اسمى درآيد دلالت مى‌كند بر نسبت و تشبيه مانند مغاك و تباك. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏]عيب و عار و آسيب و آفت.و ده آك [صفت‏]يعنى داراى ده عيب كه تازيان آن را تازيگانيده و ضحاك گفته‌اند.
(
فرهنگ نفیسی
, ص38)
sourceLink

آفت.هم سوزنى گفته است: آكى نرسيده بر تو از من#صدبار مر از تو رسد آك
(
فرهنگ قواس
, ص163)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.