المِشّ

جامد غیر مصدری ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُل
bookmark

معنای المِشّ

المِشُّ

جُبنٌ يعتَّق فى اللَّبن و الملح، ثم يترك فى الجرَّة دهرًا حتى يصلحَ فيصير إِدامًا. [مصرية].
(
المعجم الوسيط
, ج2 , ص871)
sourceLink

آب پنير،پنير آب.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص649)
sourceLink

مداخل هم ریشه المِشّ

الميم و الشين أصلٌ‌ صحيح يدلُّ‌ على لِينٍ‌ في الشَّيء و سهولةٍ‌ و لُطف.(معجم مقاییس اللغة , ج5 , ص271)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.