تَنَضَّرَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای تَنَضَّرَ

تَنَضَّرَ

سرسبز شدن،شكفته شدن،شكوفا شدن، رسيدن،باليدن.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص695)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.