وژول بوزن و معنى بجول يعنى استخوان شتالنگ كه بدان بازى كنند،و تقاضا و انگيز و برين قياس و ژوليدن يعنى تقاضا كردن،و برانگيختن كسى را بكارى، و همچنين و ژولنده و ژوليده،و در فرهنگ بفتح واو و ضم ثانى و واو مجهول،طعم شور،و در نسخۀ سرورى بمعنى شوربا گفته. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1460) 
به ضم اول بر وزن اصول طعم و مزه شور و شوربا را گويند و بجول و استخوان شتالنگ را هم گفتهاند كه عربان كعب خوانند و به معنى شور و غوغا و تقاضا هم هست. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص937) 
- [بضم واو و زاى فارسى] بمعنى تقاضا و انگيز باشد و در نسخۀ ميرزا بمعنى شور باشد. كذا فى المؤيد و الادات [4]. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1494) 
بمعنى بچول است يعنى استخوان شتالنك كه بدن بازى كنند مولوى كفته كر من بدست بازى هر غم و ژولمى زيرك نبود مى و خردمند و كوملى و بمعنى تقاضا و انكيز بر اين قياس 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص735) 
(اسم) طعم و مزۀ شور و شوربا. ¦¦بجول و استخوان شتالنگ. كعب [در زبان عربى]. بچول. بژول. ¦¦شور و غوغا. ¦¦تقاضا. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3132) 
[اسم][فارسی]طعم و مزه شور و شوربا.و بجول و كعب استخوان شتالك.و شور و غوغا.و تقاضا.و زور و ستم. و زبردستى.و اقليم و كشور. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص3857) 
شور. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص167) 