مچاچنگ بفتح ميم و هر دو جيم فارسى،آلت چرمى كه زنان بدكاره استعمال كنند،فخرى گويد: بيت كنند اعداى جاهت ماده و نر ز مغز و دست خر نقل و مچاچنگ و در نسخۀ سرورى بهر دو جيم تازى گفته. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1326) 
با جيم دويم فارسى بر وزن شباهنگ چرمينه را گويند و آن چيزى باشد كه از چرم و غيره به مانند آلت تناسل سازند و زنان حريص شهوت بكار برند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص848) 
چيزى باشد كه سعتريان ازو اديم بدوزند بر شكل آلت مردان و آن را بكار دارند. بو عاصم گفت: بيت مال رئيسان همه بسايل و زاير و آن تو بر كفشگر ز بهر مچاچنگ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص201) 
[اسم][فارسی] چرمينه و كيركاشى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص3152) 
(اسم) چيزى كه از چرم و غيره به مانند آلت تناسل سازند و زنان حريص شهوت به كار برند. چرمينه. كير كاشى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2614) 
كيرى بود از اديم دوخته كه سعتريان ناسازگار بكار دارند و سعتريان سازگار خود بزنان مشغول باشند.بو عاصم گفت: مال رئيسان همه بسايل و زاير#و آن توبر كفشگر ز بهر مچاچنگ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص113) 
كيرى كه از چرم سازند كه سعتريان كاربندند.بو عاصم گفته است: مال رئيسان همه بسائل و زاير#و آن تو بكفشكر از بهر مچاچنگ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص90) 