كوپله [ kavpale ]بالضم،قبۀ كه در ايام جشن و شادى برسم آذين در شهر ها بندند،ظهير گويد: بيت نيست آيين وفايت هيچ محكم همچنانكه روز باران شهرها در قبه و در كوپله و حباب آب،و قفل،و شكوفه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1228) 
به ضم اول و فتح باى فارسى و لام قبهاى را گويند كه در ايام شادى و آيينبندى و جشن و عروسى بندند و سواران آب را نيز گويند كه حباب باشد و شكوفۀ بهار درخت را هم گفتهاند و قفل آهنين كه بر صندوق زنند و موى فرق سر و كلۀ سر را نيز مىگويند و به فتح اول بر وزن حوصله هم آمده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص756) 
- [بضم كاف و سكون واو و فتح باى فارسى و لام] موى كلۀ مردم. و ديگر بمعنى قفل و شكوفه و حباب نيز آمده و در لسان الشعراء - بوزن كوكبه - باين معانى آمده و در شرح سامى همين بمعنى حباب آورده و گفته: «كوپله، هو ما يطوف فوق الماء كانه القوارير» اما در ادات - الفضلاء - بفتح و ضم كاف بباى تازى [4] - موى كله و - بضم كاف بباى فارسى - شكوفه و قفل [5] و حباب [6] باشد. و در فرهنگ بمعنى قبه كه در ايام سور و شادى برسم آذين در شهرها زنند نيز آورده و اين بيت ظهير را شاهد آورده: بيت نيست آئين وفايت هيچ محكم آنچنانك روز باران شهرها در قبه و در كوپله 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1150) 
بالضم قبه كه در ايام عيد و جشن و عروسى برپاى كنند و برسم آذين در شهرها بهبندند و زينت كنند و پس از اتمام برچينند و جدا كنند و اكر باران ببارد ضايع شود و فروافتد ظهير فاريابى كفته نيست آئين وفايت هيچ محكم آنچنانك روز باران شهرها در قبّه و در كوپله ديكر بمعنى حباب آمده زيرا كه آن بصورت قباب است و بمعنى قفل نيز ديدهام كه بر صندوق زنند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص606) 
[اسم][فارسی] شكوفه و غنچه و نورستۀ درخت.و طاق و قبهاى كه از گل و رياحين در ايام شادى و جشن و آئين بندى و عروسى بندند.و حباب آب و شراب.و قفل صندوق و تپنگو.و موى فرق سر و كلۀ سر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2854) 
سوارگان آب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص23) 
نيز سر شكوفه . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص45) 
قفل باشد.منجيك گويد : بر مستراح كوپله سازيده است#در مستراح كوپله كاشيده است# ترسم اگرش بكرد روزى#تا او كليد جويد در لرزيده است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص125) 
كوپله (اسم) قبهاى كه در ايام عيد و جشن و عروسى بر پاى كنند و به رسم آذين در شهرها بندند و زينت كنند و پس از اتمام برچينند و اگر باران ببارد ضايع شود. طاق و قبهاى كه از گل و رياحين در ايام شادى و جشن و آيينبندى و عروسى بندند. ¦¦حباب آب و شراب. سوار آب. ¦¦قفل آهنين كه بر صندوق زنند. قفل صندوق و تپنگو. (ظاهراً قفل معرب كوپله است). ¦¦موى فرق سر. كاكل. ¦¦شكوفۀ بهار درخت. شكوفه و غنچه و نورستۀ درخت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2351) 