bookmark

معنای كلن

كلن

بضم كاف و فتح لام،گلوله‌اى كه بر گردن و اعضاى ديگر از مردم پيدا آيد، و آنرا غروباغره نيز گويند،پوربها گويد: بيت سخن نتيجۀ روح است گر سخن نبود بعقل و نفس بجز نغمه و كلن چه رسد و در عربى پنبۀ زده كه بجهة رشتن گرد ساخته باشند؟
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1179)
sourceLink

به ضم اول و فتح ثانى و سكون نون گلوله و گريى باشد كه از گردن و اعضاى مردم برمى‌آيند و باغره را نيز گويند و آن علتى باشد كه به سبب زحمت ديگر به هم رسد و چون زحمت اول برطرف شود آن هم برطرف گردد و زحمتى را نيز گويند كه پاى آدمى برابر باد مى‌شود و عربان داء الفيل خوانند و پنبۀ زده را نيز گويند از براى رشتن گلوله كرده باشند و در عربى نيز پنبه گلوله كرده را كلن خوانند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص741)
sourceLink

- [بضم كاف و فتح لام] پنبۀ زده و گرد كرده بجهت ريسيدن [2] و نيز پاغره را گويند و آن زحمتى باشد كه از زحمت ديگر متولد شود مثل غلوله، چون آن زحمت برطرف شود آن نيز برطرف شود [3] مثال اين معنى پوربهاى جامى گويد: بيت سخن نتيجۀ روحست و گر سخن نبود بعقل و نفس جز از نغمه و كلن چه رسد
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1106)
sourceLink

بضم اول و فتح ثانى و سكون نون كلولۀ باشد كه در كلو و كردن كسى بهم رسد و آن را غرو با غره نيز كويند پوربهاى جامى كفته سخن نتيجه روح است و كر سخن نبود بعقل و نفس بجز غمه و كلن چه رسد و بمعنى پنبه‌زده كه براى ريستن كر كرده باشند و كلوله باشد
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص594)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]گلوله.و گرهى كه در گردن و اعضاى مردم بهم رسد.و با غره و داء الفيل.و پنبۀ زده.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2827)
sourceLink

(اسم) گلوله و گرهى كه در گردن و اعضاى مردم ايجاد مىشود. غر. باغره. ¦¦گواتر. ←ه. م. ¦¦پنبۀ زده كه از براى رشتن گلوله كرده باشند و در عربى نيز پنبۀ گلوله كرده را كلن خوانند.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2310)
sourceLink

باغره .
(
فرهنگ قواس
, ص162)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.