كلاته بالفتح،ده و قلعۀ كوچك،فردوسى گويد: بيت چو ديوار شهر اندر آيد ز پاى كلاته نبايد كه باشد بجاى 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1171) 
به فتح اول و فوقانى قلعهاى يا دهى باشد كوچك كه بر بلندى ساخته باشند و محلهاى را نيز گويند و بعضى دهى را مىگويند كه دكان داشته باشد و بعضى مزرعه كوچك را گفتهاند و قيد بلندى و پستى نكردهاند و صاحب مؤيد الفضلا مىگويد قصرى است سلاطين و ملوك را كه گرد بر گرد آن خانهها ساخته باشند و آن را به عربى دسكره با راى قرشت خوانند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص737) 
ديهاى كوچك باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص287) 
[اسم][فارسی]قلعه و ياده كوچك كه بر بلندى ساخته باشند.و محله و دهى كه داراى دكان باشد.و مزرعۀ كوچك.و قصرى مر پادشاهان را كه گرداگرد آن خانهها ساخته باشند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2820) 
(اسم) قلعه يا دهى كوچك كه بربلندى ساخته باشند. ديهاى كوچك. هر شهر و حصار كه بر بالاى كوه و پشتۀ بلند ساخته باشند. ¦¦قصرهاى پادشاهان كه گرداگرد آن خانهها ساخته باشند و آن را به عربى دسكره خوانند. ¦¦دهى كه دكان داشته باشد. ¦¦ميدان داخل قلعه كه در آن دادوستد نمايند ومحفوظ و محصور است. ¦¦مزرعۀ كوچك بدون بلندى و پستى. مزرعه. ¦¦محله. ¦¦ (پسوند) مزيد مؤخر امكنه، چنانكه در زرينكلاته، كياكلاته، مرزبانكلاته. ¦¦ (پيشوند) جزء مقدم امكنه، چنانكه در كلاته اسبى، كلاته خيج. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2298) 
بر كوه ديه بلند و پست.دقيقى گويد: تير تو از كلاته فرود آورد هزبر#تيغ تو از فرات برون آورد نهنگ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص133) 
كلات و كلاته بفتح اوّل هر شهر و حصار كه بر بالاى كوه و پشته بلند ساخته باشند كويند و كلات و كلاته متعدّده بودهاند مشهورترين آنها كلات قندهار و كلات خراسان است كه بدولت ايران متابعت كنند و حكام آنجا غالبا طايفه جلاير بوده و مىباشند كه مردمان نامى و خوانين كرامى از آنجا برخاسته و بعضى از آن طايفه در آذربايجان و بغداد سلطنت كردهاند مانند سلطان اويس و سلطان احمد ايلكانى كه حافظ كفته احمد اللّه على معدلته السّلطانى احمد شيخ اويس حسن ايلكانى و اينكه صاحب فرهنك و برهان نوشتهاند شهريست بتركستان سهو است در اين سوى ماوراء النّهر است در عهد پادشاهى كيخسرو بحكم او فرود نام پسر سياوش از دختر پيران ويسه در آنجا مسكن داشت طوس نوذر كه خوى توسنى داشت بهنكام سردارى و رفتن بتركستان او را كه بتماشاى لشكر برادر آمده بود چون بطوس تمكينى نكرده بود ببهانه عدم معرفت بهلاكت رسانيد و مايه خشم كيخسرو شد چنانكه فردوسى از قول كيخسرو كفته نكفتم مرو از كلات جرم كه آنجا فرود است با مادرم منوچهرى دامغانى كفته زرّادخانۀ تو بود هفتصد كلات انبارخانه تو بود هشتصد حصار اسدى كفته كلات دويران و كوه بلند فردوسى كفته ز خيل و حشم آنچه زان داشت باك بحصن كلات اندر آورد پاك و در شيراز نيز قلعۀ بوده اكنون معرّب آن قلات است و آنجا ريواس لطيف بعمل مىآيد و كفتهام خوشترين ريواس آن باشد كه خيزد از قلات و در چارده از ولايت هزار جريب نزديك بدامغان نيز قلعۀ بر كوه بوده لهذا آن را كلاته مىناميدهاند و اصل آبا و اجداد مؤلف از ان محل بوده و قلعۀ كوچك و ده را نيز كلاته كفتهاند چنانكه فردوسى كفته چو ديوار شهر اندر آمد ز پاى كلاته نبايد كه ماند بجاى 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص591) 