غيشه گياهيست كه كاه كشان از ان جوال سازند،سوزنى گويد: بيت سموم مرگ چون غيشه كند خشك اگر پيش شمال باد غيسم و در مويد بمعنى جنگل انبوه نيز آمده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1019) 
بر وزن و معنى بيشه باشد كه آن را جنگل گويند و نيستان را هم گفتهاند و به عربى غاب خوانند و علفى هم هست كه از آن جوال سازند و كاه و سركين و امثال آن بدان كشند و حصير هم از آن گياه بافند و جوال كاهكشى را نيز گفتهاند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص643) 
- [بوزن شيشه] گياهى باشد مانند گياه حصير كه كاهكشان آن را جوال كنند و دخ نيز گويند. و در مؤيد بمعنى جنگل انبوه نيز آمده [3]. مثال معنى اول حكيم سوزنى فرمايد: بيت سموم مرگ چون غيشه كند خشك اگر پيش شمال باد غيسم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص944) 
كياهى است كه كاهكشان از آن جوال سازند و در مؤيد انفضلا بمعنى جنكل انبوه آمده 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص536) 
گياهى باشد مانند گياه حصير و كاهكشان او را جوال سازند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص284) 
(اسم) گياهى مانند گياه حصير كه از آن جوال سازند. ¦¦برگ نى. ¦¦جوال كاهكشى. ¦¦جنگل انبوه. نيستان. غاب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2076) 
[اسم][فارسی]جنگل و بيشه.و نيستان. و علفى كه از آن جوال سازند و كاه و سرگين و جز آن بدان كشند و نيز از آن حصير سازند. و جوال كاه كشى را نيز گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2500) 
گياهيست كه بتابند و جوال بافند؛گه ستور نيز خورد.رودكى گويد: يار بادت توفيق روز بهين با رفيق#دولتت باد حريف دشمنت غيشه و نال 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص38) 