روخ چكاد يعنى كچل كه ميان سر موى نداشته باشد،و آدم سر گويند،چه چكاد بمعنى تارك سر،و روخ كنايه از بىمو،و دوخ چكاد بدال نيز گفتهاند،فخرى گويد: بيت عجب مدار كه فرق سپهر بيمويست كه شد ز سيلى تاديب شاه روخ چكاد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج1 , ص751) 
با جيم فارسى و كاف بر وزن كورسواد كسى را گويند كه ميان سر او موى نداشته باشد و او را آدم سر و به عربى اصلع خوانند و با صاد و عين بىنقطه گويند اين لغت پهلوى است و مركب است از روخ و چكاد به معنى تارك سر ساده چه روخ گياه بلند ساده بىبرگ و بار است و چكاد بالاى پيشانى كه نزديك تارك سر باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص433) 
- اصلع را گويند يعنى كسى كه ميان سر او موى نداشته باشد و حالا بعضى آدم سر مىگويند. مثالش شمس فخرى گويد: بيت عجب مدار كه فرق سپهر بيمويست كه شد ز سيلى تأديب شاه روخ چكاد و در اكثر نسخ چنين است، اما در فرهنگ دوخ چكاد آمده بدال و خاى معجمه . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص605) 
اصلع باشد.روخ روده و چكاد (بالاى )پيشانى و اين لغت پهلويست حكاك: گفت: بيت ايستاده بخشم بر در او آن بنفرين سياه روخ چكاد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص89) 
بمعنى كسى كه ميان سرش موى نداشته باشد چه چكاد تارك را كويند و در دوخ چكاد با شاهد مرقوم شده 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص415) 
(صفت مرکب) اصلع. كچل، كه ميان سر موى نداشته باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج1 , ص1509) 
[صفت][فارسی] كسى كه ميان سر او موى نداشته باشد و اصلع بود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص1701) 
روخ چكاذ كلمتيست فهلوى.روخ،روت باشد؛و چكاذ،بالاى پيشانى.و بپهلوى روخ چكاذ،اصلع بود.حكّاك گفت: ايستاده بخشم بر در اوى#اين بنفرين سياه روخ چكاذ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص46) 