تان بهر سه معنى در لغت تار و تاره گذشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص402) 
به سكون نون به معنى دهان باشد كه به عربى فم خوانند و بعضى اندرون دهن را گفتهاند و تار را نيز گويند كه نقيض پود باشد و رشتۀ چند را هم مىگويند كه جولاهگان از پهناى كار زياده آورند و ضمير مخاطب و جمع مخاطب هم هست همچو خودتان و همهتان. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص228) 
ريسمانى دراز باشد كه جولاهان آن را بر منوال پيچند و اندازۀ درازى جامه نگاه دارند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص237) 
- تار باشد كه بافندگان پود بر آن اندازند و در مؤيد بمعنى دهان نيز آمده. و بمعنى شما نيز بنظر رسيده مثال معنى اول خلاق المعانى گويد: بيت جولاههايست همسر او در سراى او كو كسوت لطيف و را پود و تان كند مثال معنى دوم شاعر گويد: بيت كه دارد چون تو كفتارى لئيم و شوم و بد اختر تغاره تان و مغ بينى كشيده پوستى بر سر مثال معنى سوم خواجه حافظ گويد: بيت عمرتان باد و مراد اى ساقيان بزم جم گر چه جام ما نشد پر مى بدوران شما 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص316) 
(اسم) تارهاى طولانى كه جولاهگان براى بافتن آماده كنند. تانه. فرت. فلات. رشتۀ نكنده. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
(اسم) دهان. ¦¦اندرون دهن. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
(ضمير) ضمير متصل جمع مخاطب به معنى شما و شما را كه ملحق به اسما و افعال مىشود مثل: خودتان. همهتان. ¦¦ضمير متصل جمع مخاطب مفعولى (شما را): گفتمتان. ¦¦ضمير متصل جمع در حالت مضافاليهى: كتابتان. شهرتان. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص682) 
[اسم] [فارسی] دهان و اندرون دهان. و تار - نقيض پود - و رشتۀ چندى كه جولاهگان از پهناى كار زياد آورند و نبافند. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ب. دويم شخص ضمير متصل مخاطب كه بآخر اسم در آمده و افادۀ ملكيت مىكند و هميشه اسم را بوى آن اضافه مىكنند يعنى آخر آن را كسره مىدهند مانند كتابتان و رختتان و چون آخر اسمهاى غير ملفوظ بود آن را حذف كرده و كسره بجاى آن ايراد مىنمايند مانند انگشتانتان يعنى انگشتانۀ شما. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[اسم] [عربی] رشتۀ نگنده. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[عربی] تثنيۀ مؤنث ذا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص782) 
دهن را گويند.شاعرى گويد: كه دارد چون تو گفتارى لئيم و شوم و بداختر#تغاره تان و مغ بينى كشيده پوستى در سر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص81) 