پازند چيزى كه بر آتش زنه زنند تا از ان آتش بر آيد،و معنى تركيبى آنكه همپايى و معاونت با آتش زنه در بر آوردن آتش كند،و بدين مناسبت شرح زند را گويند،چه احكام آتش كه در زند مكنونست باعانت آن شرح ظاهر ميشود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص222) 
بر وزن پابند تفسير زند باشد و زند كتاب زردشت است و برعكس اين هم گفتهاند يعنى زند تفسير پازند است و بعضى ديگر گويند زند و پازند دو كتاباند از تصنيفات ابراهيم زردشت در آئين آتشپرستى و ديگرى مىگويد كه ترجمۀ كتاب زند است و با زاى فارسى هم آمده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص181) 
ترجمه و تفسير كتاب زند و زند نام كتاب زردشت حكيم است حكيم ناصر خسرو كفته شعر اى خوانده كتاب زند و پازند زين خواندن زند تا كى و چند دل پر ز فضول و زند بر لب زردشت چنين نوشته در زند در فعل منافقى بىباك در قول حكيمى و خردمند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص212) 
اصل كتاب صحف ابراهيم عليه السلام است و ابستا گزارش آن يعنى تفسيرش . فرخى گفت: بيت زو دوست ترم هيچكسى نيست و گر هست آنم كه همىگويد پازند قرانست حكيم سوزنى گفت: بيت بر گل نو زند واف مطربى آغاز كرد خواند بالحان خوش نامۀ پازند و زند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص74) 
[اسم][فارسی]شرح و تفسير كتاب زند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص704) 
(اسم) آنچه بر آتش زنند تا از آن آتش برآيد. پاژند. ¦¦نام تفسير زند كتاب زرتشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص541) 
اصل كتابست وابستا گزارش.فرّخى گفت: زود و سترم هيچكسى نيست،و گرهست#آنم كه هى گويم پازند قرانست. لبيبى گفت: گويند نخستين سخن از نامۀ پازند#آنست كه با مردم بداصل مپيوند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص38) 
كتاب مغانست و استا نيز گويند.آغاجى گفته: يكى زرتشتوارم آرزو هست #كه پيشم زند را برخوانى ازبر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص12) 
پازند و زند - دو كتاباند از ابراهيم زردشت در دين آتش پرستى. مثالش حكيم انورى فرمايد: بيت صوت و حرف ارقضا بگرداند حبذا زند و مرحبا پازند و اين هر دو نام تفسير كتاب ابستا باشد . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص219) 