bookmark

معنای بناور

بناور

به فتح اول و واو بر وزن سراسر دنبل بزرگ را گويند و به عربى حبن خوانند به كسر حاى بى‌نقطه و به ضم اول هم آمده است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص160)
sourceLink

- [بضم باء و فتح واو و بعد از باء نون] دمل بزرگ باشد كه بر بدن بر آيد و آن را بعربى حبن گويند بكسر حاى مهمله و سكون باى موحده و آخرش نون .
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص135)
sourceLink

بفتح دنبل بزرك را كويند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص187)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏] دنبل بزرگ. ¦¦
[صفت‏][فارسی‏]هر چيز با ته و ريشه.و هر چيز ژرف و عميق.
(
فرهنگ نفیسی
, ص647)
sourceLink

(صفت مرکب) هر چيز با ته و ريشه. ¦¦هرچيز عميق و ژرف. ¦¦
(اسم) دمل. دمل بزرگ كه بر بدن برآيد.
(
لغت نامه دهخدا
, ص465)
sourceLink

دمل .
(
فرهنگ قواس
, ص162)
sourceLink

بناور در اصطلاح

بناور

اسطوخوذوس... و بناورها را بپزانذ. الابنيه (بهم 19، زل 17) بر وزن سراسر دنبل بزرگ را گويند و به عربى حبن خوانند به كسر حاى بى‌نقطه و به ضم اول هم آمده است (برهان). ظاهرا مركب است از بن (بيخ و ريشه) و پسوند آور (ور) كه بر روى هم مى‌شود داراى بن (بن‌ور)، دملى كه ريشه‌دار است، بزرگ است.
(
‏فرهنگ داروها
, ص437)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.