اولنج به فتح اول و سكون ثانى و نون و جيم به معنى اورنگ است كه تخت پادشاهان باشد و عقل و دانش و فرّ و زيبائى و شادى و خوشحالى و زندگانى را نيز گويند و به معنى مكر و فريب و حيله هم آمده است و سگ انگور را نيز گفتهاند كه به تازى عنب الثعلب خوانند و به ضم اول چوب خوشه انگور باشد كه دانههاى آن را چيده باشند و به عربى آن را عمشوش خوانند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص102) 
- [بضم همزه و كسر لام و سكون نون] چوب خوشۀ انگور باشد در وقتى كه انگور آن را گرفته باشند و آن را بعربى عمشوش گويند. بضم عين مهمله و شين معجمه و سكون ميم و واو . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص22) 
- [بوزن اورنگ] سپستان باشد و در فرهنگ بمعنى سگ انگور آورده و اورنج [براى مهمله] نيز باين معنى آورده. و او رنج بمعنى ارضه نيز باشد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص24) 
(اسم) چوب خوشۀ انگور كه دانههاى آن را چيده باشند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص277) 
[اسم][فارسی]اورنگ و تخت پادشاهى.و عقل و دانش.و فر و زيبائى.و شادى و خوشحالى.و زندگانى. و مكر و فريب و خدعه و حيله.و سگ انگور و عنب الثعلب. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[اسم][فارسی]خوشهاى كه حبههاى انگور آن را چيده باشند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص458) 
سگ انگور. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص53) 
اولنج و اورنج سكنكور و بمعنى اورنك و تبديل آنست 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص128) 