bookmark

معنای كاشانه

كاشانه

خانۀ زمستانى كه براى روشنى تا بدانهاى شيشه در ان كنند.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1081)
sourceLink

بر وزن جانانه خانه كوچك محقر و خانه زمستانى باشد و آشيانه مرغان را نيز گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص700)
sourceLink

خانه زمستانى كه براى روشنائى تا بدانهاى شيشه در آن سازند و بمعنى خانه محقّر كوچك و آشيانه طيور نيز استعمال كرده‌اند چنانكه حكيم خاقانى كفته از مزاج اهل عالم مردمى كمجوى ازانك هركز از كاشانه كركس همائى برنخواست
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص562)
sourceLink

خانۀ زمستانى باشد.شيخ سعدى گفت: بيت چو خلوت در ميان آيد نخواهم شمع و كاشانه تمناى بهشتم نيست چون ديدار مى‌بينم
(
صحاح الفرس
, ص285)
sourceLink

- خانۀ زمستانى باشد [5]. مثالش كسائى گويد: بيت عالم بهشت گشته، كاشانه زشت گشته عنبر سرشت گشته، صحرا چو روى حورا
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1156)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]خانۀ خرد و كوچك.و ديوان‌خانه.و ديوان عام.و چاشتگاه. و دهليز.و رواق و ايوان.و بالاخانه و غرفه. و گلخن و تابخانه.و خانۀ زمستانى.و آشيانۀ مرغان.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2743)
sourceLink

(اسم) رواق. كاشان. خانۀ زمستانى. ¦¦دارالشفا. ¦¦خانۀ كوچك. خانۀ محقر. ¦¦لانۀ مرغان. خانه‌اى كه شيشه‌ها را براى روشنى در تابدانهاى آن تعبيه كرده باشند. ¦¦مطلق خانه.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2220)
sourceLink

خانه بود.
(
فرهنگ قواس
, ص119)
sourceLink

ضرب المثل كاشانه

خانه و كاشانه

منزل و مسكن.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص323)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.