غرم بالضم،ميش كوهى،سعدى گويد: بيت پس از غرم و آهو گرفتن به پى لكد خوردى از گوسپندان حى و بالفتح،خشم،و كينه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1001) 
به ضم اول و سكون ثانى و ميم ميش كوهى را گويند يعنى گوسفند مادۀ كوهى و به معنى قوچ شهرى هم به نظر آمده است كه گوسفند جنگى باشد و در عربى به معنى تاوان و جرم و جريمه باشد و به فتح اول به معنى قهر و غضب و خشم است و به فتح اول و ثانى هم به اين معنى گفتهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص631) 
بضم ميش كوهى را كويند شيخ سعدى كفته شنيدم كه در دشت صنعاجيند سكى ديد بركنده دندان ز صيد پس از غرم و آهو كرفتن به پى لكد خوردى از كوسفندان حى و بفتح بمعنى خشم و كينه است 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص530) 
براء مهمله ميش كوهى باشد .عنصرى گفت: بيت تو شيرى و شيران بكردار غرم برو تا رهانى دلم را ز گرم 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص223) 
- [بضم ميم و سكون راى مهمله] ميش كوهى باشد. مثالش حكيم عنصرى گويد: بيت تو شيرى و شيران بكردار غرم برو تا رهانى دلم را ز گرم -- و گرم بمعنى غم و اندوه باشد. -- و غرم - بفتح - بمعنى خشم آمده و در نسخۀ حليمى مسطورست كه باين معنى - بفتح راء - نيز جايزست [6] و باين بيت لطيفى متمسك شده: [بيت] بيكى عزم اگر روم بحرم آدمى شو تو اى پلنگ غرم 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص934) 
[اسم][فارسی]ميش كوهى و گوسپند مادۀ كوهى.و قوچ جنگى. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[اسم][عربی]وام و تاوان و هر چه ادايش لازم باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2464) 
(اسم) ميش كوهى. ¦¦قوچ. گوسفند جنگى. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
(عربی اسم) هرچه ادايش لازم باشد. ¦¦وام. ¦¦تاوان. غرامت. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2050) 
ميش كوهى بود.عنصرى گفت: تو شيرى و شيران بكردارِ غرم#برو تا رهانى دلم را ز گُرم . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص138) 
ميش دشتى و بز كوهى را گويند.فردوسى طوسى گويد: بدستور گفت آنگهى اردوان #كه اين غرم بارى چرا شد روان. غرم را نيز سوزنى گفته است: آيد از وى بر هواداران در اين ميمون سفر#آنچه از شير شكارى بر دل غرم و غنم. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص75) 
غرم تك (صفت مرکب) آنكه مانند ميش كوهى بدود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2050) 