bookmark

معنی سماروغ

سماروغ

گياهى است معروف سفيد،كه در بر شكال از جاهاى نمناك رويد، و صحرايى ميتوان خورد،و خانگى نميتوان خورد كه سميتى دارد،و بفرس اكارس و جله و خايه ديس گويند،و باذربيجان كلاه ديوان،و عوام چتر مار گويند،و زماروغ نيز آمده،و ابو حفص سغدى بمعنى خاك شور آورده،عنصرى گويد: بيت كجا من چشم دارم بر سخايت گل و لاله نرويد از سماروغ و درين مثال تأملست چه معنى اول نيز مناسب است.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص877)
sourceLink

با غين نقطه‌دار بر وزن و معنى سماروخ است و آن رستنى باشد كه در ديوارهاى حمام و زمينهاى نمناك و زيرهاى خم سركه و امثال آن رويد و به معنى خاك شور و شوره‌زار و زمين بى‌حاصل هم هست.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص525)
sourceLink

- در نسخۀ وفائى گياهى باشد كه از جاهاى نمناك رويد و آن را شيرازيان هكل را گويند و در صحرا نيز رويد و صحرائى را مى‌توان خورد و آنهاى دگر را نمى‌توان خورد كه سميتى دارد. و در تحفه آمده كه آن را بتازى كماة و بفرس اكارس و رجله و خايه‌ديس نيز گويند و بآذربايجان كلاه ديوان خوانند و از جاهاى نمناك رويد و از ديوار حمامها نيز رويد و مثل آلوى بزرگ باشد و لهذا خايه - ديس گويند چه ديس بمعنى مانند باشد يعنى خايه مانند. و در شرفنامه گويد كه شيرۀ آن جلاى بصر دهد و آن را زماروغ نيز گويند و عوام چترمار گويند. مثالش استاد منجيك فرمايد در هجو: بيت ياد ندارى كه هر بهارى جدت توبره برداشتى شدى بسماروغ اما در رسالۀ ابو حفص سغدى بمعنى خاك شوره آمده و باين بيت عنصرى متمسك شده: بيت كجا من چشم دارم بر سخايت گل و لاله نرويد از سماروغ و در فرهنگ سماروخ نيز آمده كه بجاى غين خاء باشد.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص759)
sourceLink

نباتى باشد كه بر جايگاه نمناك رويد چون كنارۀ چاه و ديوار حمام و آن را«جله » نيز خوانند و مانند خايه باشد و در شورستانها نيز رويد و گروهى آن را«ديوه»خوانند و آنچه در شوره و صحرا رويد توان خورد و آنچه بجاى ديگر رويد(نخورند.چه) گويند فعل زهر كند.عنصرى گفت: بيت نايد زور هژير و پيل ز پشه نايد بوى عبير و گل ز سماروغ
(
صحاح الفرس
, ص164)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]غارچ و چتر مار.و خاك شور و شوره‌زار.و زمين بى‌حاصل.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1930)
sourceLink

(اسم) قارچ. خايهديس. كلاه ديوان. ¦¦در تداول، هر نوع قارچ خوراكى. ←قارچ.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1708)
sourceLink

رستنى است كه تخم ندارد.از زمين عفن برآيد مانند چترى است كه سلاطين بازكشند.منجيك گويد: ياد ندارى كه بهر بهارى جدّت#توبره برداشته ز بهر سماروغ.
(
فرهنگ قواس
, ص35)
sourceLink

سماروخ و سماروغ

هر دو رستنى باشد كه آن را خايه‌ديس كويند يعنى مانند خايه و همان رستنى است كه در ديوارهاى حمّام و زمينهاى نمناك برويد و آن را كلاه ديو نيز كويند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص478)
sourceLink

سماروغ في الاصطلاح

سماروغ

(ر ك: فطر)
(
‏فرهنگ داروها
, ص210)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.