سكارو به ضم اول و رابع به واو كشيده نان و گوشتى را گويند كه بر روى زغال افروخته و اخگر بپزند و به معنى چنگالى و ماليده هم آمده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص518) 
- [بكسر سين و ضم راى مهمله] يعنى قرصى كه بر روى انگشت افكنند و بعضى آن را كماج خوانند و سكاروا نيز گويند بسكون راء و بعد از واو الف . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص795) 
[اسم][فارسی]چنگالى و يك نوع طعامى كه از شكر و يا خرما و روغن و نان سازند و آنها را مخلوط كرده با چنگال نيك درهم كنند. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[صفت][فارسی]زغار و زنگ گرفته. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص1911) 
(صفت ، اسم) نان و گوشتى كه بر روى زغال افروخته و اخگر بپزند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1697) 
ماليده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص144) 
سكاروا و سكارو بالضم،نانى كه بر روى انگشت افروخته افكنند،تا بريان شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص869) 