bookmark

معنای سكاليو

سكاليو [ sokālyu ]

بالضم و لام ساكن و ياى مضموم،آنچه بر انگشت افروخته،پخته باشند از نان و جز آن.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص868)
sourceLink

- [بكسر سين و سكون لام و ضم ياء] آنچه در آتش پخته باشند از نان و غيره.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص795)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]سكارو و سكالو.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1912)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.