bookmark

معنی دراى

دراى

بالفتح،يعنى دراينده،و امر بدراييدن،و جرس،زيرا كه ازو نيز آواز بر مى‌آيد،و پتك آهنى،فردوسى گويد: بيت از ان روى آهنگران پشت پاى بپوشند هنگام زخم دراى
(
فرهنگ رشیدی
, ص652)
sourceLink

بر وزن سراى زنگ و جرس را گويند و به معنى گفتگو باشد و ماضى گفتن است يعنى گفت و امر بر گفتن هم هست يعنى بگو و امر بر در آمدن باشد يعنى به درون آى و سركننده سخن و سخن سر كردن را نيز گويند و به معنى پتك آهنگران هم گفته‌اند كه به عربى مطرقه خوانند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص374)
sourceLink

- جرس را گويند . مثالش انورى گويد: نظم اين يكى گه رقيب گرد سفر و ان يكى گه رسيل بانگ دراى و بمعنى پتك آهنگران نيز آمده. مثالش شهنامه: بيت از آن روى آهنگران پشت پاى بپوشند هنگام زخم دراى و ديگر بمعنى سر كردن سخن آمده و در نسخۀ ميرزا بمعنى سر كنندۀ سخن نيز آيد و بمعنى مطلق آواز دهنده نيز باشد چنانكه خلاق المعانى فرمايد: بيت ز بس كه مى بگدازد دلم ز غصه و رنج بجان رسيدم ازين شاعران هرزه دراى و ديگر بمعنى امر بدر آمدن نيز باشد. مثالش حكيم انورى گويد: بيت اثر خير اثير دين خداى مرحبا مرحبا دراى دراى
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص589)
sourceLink

چند معنى دارد اول جرس باشد كه مذكور شد ديكر بمعنى كفت و امر از كفتن است و درايد يعنى كويد و بر اين قياس درآئيد و دراينده و اصل در آن درآئيدنست فرخى كفته كسى كه ژاژ درآيد بدركهى نشود كه چرب كويان آنجا شوند كند زبان و بمعنى امر از درآمدن نيز كذشت ياوه دراى يعنى ياوه‌كوى ديكر بمعنى پتك آهنى است حكيم فردوسى كويد ازآن‌رو است كاهنكران پشت پاى هوشند هنكام زخم دراى
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص369)
sourceLink

دو معنى دارد:اول(سخن)يافه و هرزه بود :([كمال الدين اسمعيل گفت: بيت ز بسكه مى بگدازد تنم ز غصه و درد] بجان رسيدم ازين شاعران ياوه دراى ) دوم«جرس»باشد.
(
صحاح الفرس
, ص301)
sourceLink

(اسم) نام آهنگى است در موسيقى.
(
لغت نامه دهخدا
, ص1253)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] زنگ و جرس. و گفتگو و مكالمه. و آغازنده و شروع كنندۀ در سخن. و آغاز و مقدمه و ديباچۀ هر كلام. و مطرقه و پتك آهنگران.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص1477)
sourceLink

جرس باشد.عطار گويد: بانگ دراى اشتر راهت شنيده‌ام#هستم هنوز آرزوى بانگ آن دراى اسدى طوسى گويد: ز كوس و زبانگ دراى خروش#ز شيپور و ز نالۀ ناى جوش
(
فرهنگ قواس
, ص175)
sourceLink

ضرب المثل دراى

بار رفتن بر اشتر است و ليك - ناله بيهده دراى كند

سنائى. رجوع به: رنج بر گاو و ناله بر گردون، شود.
(
امثال و حکم
, ص358)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.